پل

برخوردی که چند وقت قبل با یک نفر برای ام پیش آمد صرف نطر از ناراحتی های فکری و روحی و اعصاب خورد شدن ها یک درس هم برایم داشت. اصلا خوبی این کنتاکت ها همین درس هایی است که از دل اش بیرون می آید و اگر دلم را به این درس گرفتن خوش نکنم خود خوری و خود آزاری را تا بی انتها ادامه می دهم. من همیشه در برخورد با آدم های غریبه باورم از شخصیت نهفته در پوشش ظاهرش یک آدم فهمیده و منطقی با درک بالا هست. این اولین و تنها آپشن من از باطن طرف مقابل ام هست حالا این آدم در هر پست و مقام و منصب و همسایه و همکار و بقال و بزاز و میوه فروشی باشد. من در وحله اول او را با فرض شعور بالا و فهم و درک بالا می بینم. شاید بعضی ها این را نکته مثبت بپندارند و ناشی از خوش نیتی اما دلیل این بینش هر چه باشد در جامعه ی ما که این همه مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و نابسامانی های خانوادگی و مشکلات روحی - روانی بیداد می کند نتایج بسیار نامطلوبی را گاها به همراه می آورد. باید پذیرفت که در زیر پوشش ظاهری کمابیش یکسان آدم ها درونی نهفته با تنوع تعداد ابوالبشر روی این کره خاکی وجود دارد و دسته بندی آدم ها و برخورد یکسان با آنها داشتن عواقب خوبی به همراه نخواهد داشت چه برسد به من که در وهله اول همه را یکسان ارزیابی می کنم و دهان شریف را با همان ارزیابی غلط به لغاط شریف مزیین می نمایم . و نتیجه اش می شود یک عدم درک عمیق به عمق یک دره. در برخورد با آدم های جدید باید به آنها فرصت شناساندن خودشان را بدهم با گوش دادن و حرف نزدن . گاهی اوقات ما حرف می زنیم و وقتی طرف ساکت است فکر می کنیم این حرف های ما حرف های او هم هست ولی بعد از فرود آمدن اون دره تازه می فهمیم که بابا اون اصلا نمی فهمیده ما داشتیم چه می گفتیم و سکوت اش از نفهمیدن اش بود نه از درک و شعور بالا. دچار خود شیفتگی نیستم اما برخورد مکرر با یک سری آدم نادان که هیچ تلاشی هم برای بالا بردن شعور و درک اجتماعی شان نمی کنند رنجیده ام می کنند. و اشتباه دیگرم هم این است که وقتی دره فرود می آید و بین خودمان آن دره عمیق را می بینم بجای تلاش برای گذشتن از دره و پر نمودن فاصله با دیالوگ خونسردانه سریعا مضطرب و عصبانی می شوم و به قول معروف چه اصطلاح قشنگی است قدرت چانه زنی را  ندارم. اینجا باید چانه زن قوی بود با آرامش و خونسردی ساکت شد و گوش داد و گوش داد تا طرف فرصت کند خودش را بشناساند شاید درجه درک و شعورش خیلی پایین باشد اونوقت هم جایی برای عصبانیت و خودخوری نیست باید راهی برای عبور از دره پیدا کرد و پل ها را متناسب با عمق دره ساخت البته اگر ساختن این پل لازم باشد. همیشه می توان با حفظ خونسردی و آرامش و تنها با حفظ خونسردی و آرامش این پل ها را ساخت البته اگر لازم باشد وگرنه که ما را به خیر و تو را به سلامت. به نظر من قدرت چانه زنی سه مرحله دارد یک سکوت و گوش کردن دو حفظ آرامش و خونسردی و سه دیالوگ منطقی و آرام . باشد که رستگار شویم.

/ 1 نظر / 29 بازدید
سایت تخصصی کسب درآمد از اینترنت

يک راه مطمئن و درآمدزا براي کسانيکه مايلند از صفر شروع نموده و از هيچ به همه چيز برسند درآمد بسيار زياد , آسان , مطمئن و قانوني براي صاحبان سايتها , وبلاگها و بازاريابها